این مطلبو تقدیم میکنم به کسی که خیلی دوستش دارم خودشم میدونه
ولی احساس اونو به خودم نمیدونم
تقدیم به ف.ش گلم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
كامپیوتر برای چت
چت روم برای كاربران جدید
دختر 10 عدد برای پسران بیكار
پول كارت اینترنت باید بدهیم
پول تلفن جدا
و دیگر هیچ ...
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر.
من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی،
در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های
عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای
کوچک، برایش یک خاطره باشد.
او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن
دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.
ای…. ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد
از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم…
تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛
ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟آیا او بیشتر از
من برای تو گریسته است؟؟ نه… هرگز…هرگز
ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی…
می دانم… من دیر رسیدم…خیلی دیر…خیلی…
یك بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برایت تنگ می شود.
روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم، به فاصله بین
من و تو،…
هر روز به خود می گویم کاش شیشه عمر غرورم را شکسته بودم






کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد.
اگه هیچ وقت خطر جنگ رو تجروبه نکرده ای
تنهایی زندان رو حس نکرده ای
عذاب شکنجه رو حس نکرده ای
یا درد گرسنگی رو تحمل نکرده ای
تو از 500 میلیون آدم تو دنیا خوشبخت تر هستی.
اگر غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن داری
اگر سقفی بالای سرت هست و جایی برای خواب داری
از 75% مردم این دنیا خوشبخت تری.
اگر سرتو بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری تو خوشبختی چون خیلی ها می تونن این کارو بکنن ولی نمی کنن.
اگر دیروز و امروز دعا کردی تو خیلی خوشبختی چون اعتقاد داری که خدا صدای ما رو می شنوه و به ما جواب می ده...

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می کند ...
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ...
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد ...
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد ...
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست ...
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده ...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده ...
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است ...
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است ...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است ...
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است ...
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است ...
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست ...
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ....
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست ...
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون " تا " است ...
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است ...
دوستت دارم .
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می کند ...
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ...
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد ...
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد ...
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست ...
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده ...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده ...
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است ...
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است ...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است ...
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است ...
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است ...
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست ...
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ....
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست ...
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون " تا " است ...
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است ...
دوستت دارم .
دوستت دارم چون
تنهاترین ستاره زندگی من هستی
دوستت دارم چون
تنها ترین مصرع شعر من هستی
دوستت دارم چون
تنها ترین فکر تنهایی من هستی
دوستت دارم چون
زیبا ترین لحظات زندگی من هستی
دوستت دارم چون
زیبا ترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون
زیبا ترین خاطرات من هستی
دوستت دارم چون
به یک نگاه عشق من هستی

نمیگم خطا نکردم
من که ادعا نکردم
همه گفتن بی وفایی
من که ادعا نکردم
عازم سفر شدی تو
من دلم میخواست بمونی
واسه موندن تو اما
به خدا دعا نکردم
واسه تو کلی نوشتم
که یه جوری مبتلا شی
تقصیر منه که
آخر تو رو مبتلا نکردم
توی کوچه ی رفاقت
یه سلام جواب ندادم
تو دلم تویی اون
و با کسی آشنا نکردم
میدونم دوستم نداری
حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم
بدون اشتباه نکردم
ما جایی قرار نذاشتیم
جز تو کوچه های رویا
این دفعه تو اومدی
من به قرار وفا نکردم
زیر دین ناز چشمات
عمریه دارم میسوزم
تا خاکستری نشه دل
دینمو ادا نکردم
اومدن واسه نصیحت
به بهونه یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد
چون تو رو رها نکردم
راه آسمون که بسته ست
گرچه قلبامون شکسته ست
تا به حال اینقدر خدا رو
اینجوری صدا نکردم
تو منو گذاشتی رفتی
خواستی من دیوونه تر شم
باورت نمیشه شاید
آخه جون فدا نکردم
نامه های عاشقونه
با نشونه بی نشونه
اما از کسای دیگه ست
پس اونا رو وا نکردم
یادته عکستو دادی
بذارم تو قاب عکسم
بعد از اون روز دیگه
هرگز به کسی نگاه نکردم
تو از اون روزی که رفتی
نه تو رفتی که ببینی
تا قیامت هم تو رو من
از خودم جدا نکردم

سوالمو جواب نداد
میگه حرفام گنگ براش
نذاشت که من راهی بشم
به زیر بارون چشاش
سوالمو جواب نداد
گفتش که دوستت ندارم
نمی تونم توی دلت
گلای عشقو بکارم
حال منو نفهمیدش
وقتی که رفتش بی صدا
ندید كه غم عشقشو
من كشیدم تا به كجا
نفهمیدش که بعد از اون
سایه ای حتی ندارم
نمی دونم دونست یا نه
تو این شبا بی ستارم
نفهمیدم چشاش چطور
یک دفعه منو جادو کرد
تا لب دره سقوط
چه طوری منو راهی کرد
جاده هارو طی می کنم
تا دورشم ازیاد چشاش
اشک منو درمیاره
طرز قشنگ خنده هاش
دستای مهربونیشو
نداد به دست سرد من
قبول نکرد که عاشقه
این دل بیچاره من
بعد جواب سرد اون
دل مثل بچه ها شده
سهم منم از عشق اون
گریه بی صدا شده
قلم تو دستم دوباره
گریه رو از سر می گیره
از این همه مکر و دروغ
جون می ده آروم می میره
همه می گن ساده نباش
رفته که رفته بی خیال
اسم اونو دلم نوشت
تو آرزوهای محال
می فرستاد و ابشار غزل های شاد گنجشکان از اوج سبز درختان به کوچه
می ریخت و خانه از نفس گرم یاس لبریز بود من با سرودن ترانه بی پناهی
که ذره ذره وجودم در ان ترانه تلخ به های های غریبانه اشک ریختند می
امدم.
در کنار نسترن سرخ همسایه از ستاره درخشان صبح پرسیدم:
((تو شعر و ترانه میدانی؟))
ستاره به جای پاسخ با بی تفاوتی به افتاب می نگریست.
دوباره پرسیدم:
((تو هیچ میبینی؟))
اما ستاره از دشت بی کرانه صبح به من همچون گم شده ای در افق می
نگریست.
ببین!
مرا مصاحب گنجشکان شاد نبین!
مرا معاشر گلبرگ های یاس ندان!
چرا که من در آن کرانه دوردست میان چشمه خون به زیر بال هیولای مرگ
زیسته ام و تا سپیده صبح به سرنوشت سیاه بشر گریسته ام.
باز هم از ستاره پرسیدم:
((تو هیچ می گریی؟))
اما ستاره با چشمان اشک آلود به پرسشی که پاسخ نداشت می
نگریست.
((بگو صدای من به کسی در ان سوی شب می رسد؟
بگو که نبض کسی در آن بالا می زند؟))
ستاره می لرزید!
((بگو!آیا کسی چون من در این رواق ملال به نماز شکایت ایستاده است؟))
ستاره می سوخت!
ستاره می مرد!
و من تکیده و غمگین به راه افتادم و افتاب همان گونه سرکش و مغرور به
انهدام جهان ستمکار می نگریست
!
عشق یعنی
|
عشق یعنی یك سلام و یك درود |




خـــــــــــداما رو برای هم نمی خواست
فقط می خواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیــــــــــــــمۀ ما، مال ما نیست
فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم
تموم لحظه های این تــــــب تـــــــــلخ
خــــــــــــــــــدا از حسرت ما باخبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعـــــامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم میری و می بینی میــــــرم
تو وقتی هســـــــتی اما دوری از من
نه میشه زنده باشم نه بمیــــــــــرم
نمی گم دل خور از تقدیـــــــــرم اما
تو میدونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیـــر باید می رسیدیم
داره رو دست ما میمیره این عشق



سکوت می کنم... سکوت
آخرین نوشته هایم را
با دستهای لرزان
بر سطور آغشته به اشکهایم برایت نوشتم...
فریادهایم را به گور خواهم سپرد
برای همیشه لب خواهم دوخت
سکوت.............
تابوت لحظه هایم خواهد بود
فقط بدان...
وقتی به آسمان می نگری
و در برهوت عطشناک دلتنگی
تشنه طراوت آن روزهایی...
خاطره باران چشمهایم را
با تو خواهد گفت خورشید
و اینک... تا پس از غروب...
در تلألو سرخ تنهایی ها
بر تابوت سکوت من خواهد تابید ...

• چت
• من تورا دوست دارم...........
• تو از بقیه خوشبخت تری............
• نگاه عشق
• عشق
• گمشده
• تب تلخ
• سکوت